امیر عزیز: من تنها نظر خودم را حذف کردم! نظرات شما هم حذف شد! فکر می کنم لازم نیست تا دلیل آن را بیان کنم. شما خود همه نیک می دانید. نگاهی بود متفاوت و میتوانست خواب بسیاری را برآشوبد. در یک کلام ترسیدم!!! حالا نظرات شما هم موجود است.
به لايه خاك خويش سنبلي نكاشت
بي گاه به وسواس خطي به سبزينگي بهار كشيد
سپس
نوروز شد
و جوانه زد و رفت !
از بهار تقويم مي ماند
از من استخوان هايي كه تو را دوست داشتند !
الياس علوي ، شاعر پارسي گوي افغانبرای دوست ارجمندم دکتر علیرضا جاویدی : به نظرم بايد سخني را كه برشت در دهان گاليله گذاشته است، بدين نحو اصلاح كرد : " خوشا به حال ملتي كه نياز به قهرمان ندارد و بدا به حال جامعه اي كه اگر نياز به قهرمان پيدا كرد، استعداد ظهور آن در بطن اجتماع خشكيده باشد."
اما ظاهرا گاليله و كليسا به اين آساني دست از سر يكديگر بر نمي دارند. در سال 1990، پاپ كنوني بنديكت شانزدهم كه در آن زمان كاردينال ژوزف راتزينگر ناميده مي شد، در يك سخنراني در دانشگاه ساپينزا، چنين گفت : "در عصر گاليله ، كليسا نشان داد كه بيشتر از خود گاليله به عقل پايبند است و دادگاه گاليله را قابل قبول و عادلانه دانست". بنديكت گفته بود گاليله در اظهاراتش متعصب و فرقه اي بوده و مراجع كليسا با توجه به سطح دانشي كه در اختيارشان بوده عاقلانه عمل كرده اند. اين بهترين بهانه براي روح گاليله بود تا سال ها بعد با تحريك استادان اين دانشگاه آنها را وادارد نامه اي امضا كند و خواستار لغو برنامه حضور پاپ به مناسبت آغاز سال تحصيلي در دانشگاه شوند. دانشجويان نيز جداگانه بيرون دانشگاه اجتماع كردند و با حمل پرده ها و پلاكاردهايي تصريح كردند كه دانشگاه يك نهاد غير ديني است و پاپ در آن جايي ندارد. دانشگاهيان معتقدند اين نوع دوپهلو حرف زدن توهين آميز و غير قابل قبول است و كليسا در برخورد با نياي فكري آنان و رد مطلق و بي درنگ نظريه كپرنيكي، غير عادلانه، غير عاقلانه و غير منصفانه رفتار كرده است. روي يكي از شعار نوشته هاي پرشمار نصب شده در پرديس دانشگاه مي خوانيم : " گاليله توبه كرد. اما ما در برابر پاپ ايستادگي خواهيم كرد."
مجله "شهروند امروز: شماره ۳۵، ۷ بهمن ۸۶
مي گردد يا نمي گردد
مساله اصلا اين نيست
"آفتاب طلوع مي كند و غروب مي كند و باز با شتاب به جايي باز مي گردد كه بايد از آن طلوع كند"
عهد عتيق، كتاب جامعه 1:5
اين جمله اي است كه گاليله به عنوان يك اشتباه آشكار در كتاب مقدس يافته بود و در ملاء عام به آن حمله مي كرد و با انكار علني متن مقدس، چاره اي جز تحقيق در باره اغراض و انگيزه هايش براي كليسا باقي نگذاشت. درگيري ميان كليسا و گاليله همواره يكي از بزرگترين مظاهر تضاد ميان عقل و تعصب و ميان علم و ايمان بوده است. گاليلئو گاليلني، متولد 1564 در ايتاليا، نابغه اي همه چيز دان بود: فيزيكدان ، اختر شناس و رياضي داني كه ساختمان تلسكوپ انكساري و ميكروسكوپي تركيبي را تصحيح كرد و بر قدرت آنها بسيار افزود. در سال 1633 پس از نقد ديدگاه هاي پاپ زمان خويش ، اوربان هشتم ، در كتاب " گفت و گو در باره دو نظام اصلي جهان" به اتهام الحاد به دادگاه فرا خوانده شد. به حكم اين دادگاه ، ديدگاه هاي او در بارهي منظومه شمسي " بي معنا، از نظر فلسفي نادرست و به دليل تضاد آشكارش با متون مقدس رسما ملحدانه" تشخيص داده شد. اما گاليله با اظهار ندامت و دست كشيدن از اين ديدگاهش كه زمين دور خورشيد مي گردد، توانست نه با جان خويش بلكه با از دست دادن آزادي اش بهاي ايستادگي در برابر آموزه هاي كليسا را بپردازد. او هشت سال پاياني عمرش را به حكم دادگاه تفتيش عقايد در بازداشت خانگي به سر برد و در 1642 در سن 77 سالگي درگذشت. نزديك به دو قرن گذشت تا سرانجام در سال 1835 كتاب "گفتگو ..." از فهرست كتابهاي ممنوع خارج شد.
در اواخر سال 1992، پاپ ژان پل دوم، با ارسال حكمي رسمي به آكادمي علوم پاپ، به تحقيق 13 ساله اي در باره محكوميت گاليله از سوي كليسا خاتمه داد. سپس در يك سخنراني به تصحيح اشتباه 359 سال پيش كليساي كاتوليك روم پرداخت و با هيجان خاصي اعلام كرد "ظاهرا اين زمين است كه به دور خورشيد مي گردد". وي گفت: علماي الهيات مسيحي كه گاليله را محكوم كردند، تمايز رسمي ميان كتاب مقدس و تفسير آن را تشخيص ندادند و مسئله اي را كه در واقع به حوزه تحقيقات علمي تعلق داشت بي جهت وارد قلمرو ايمان كردند. اگر چه پاپ پذيرفت كه كليسا در مورد گاليله اشتباه كرده است اما اين نكته را نيز اضافه كرد كه الهي دانان قرن هفدهم با دانشي كه در آن زمان داشتند، عمل كردند. با اين همه پذيرش رسمي يك خطا از سوي نهادي كه قرن ها بر اين عقيده بودند كه در موضوعات ايماني داور نهايي كليساست ، اتفاق نادري بود... ادامه دارد
"ادراك ناتواني بيپايان، موجب اندوهي خاص ميشود." همين اندوه است كه بر تاريخ و نظرية ترجمه سايه انداخته است.